یک پژوهشگر حوزه اعتیاد با تاکید بر اینکه ۲ برابر شدن اعتیاد زنان طی سالهای اخیر ادعایی نادرست است، گفت: درمان اعتیاد زنان نسبت به مردان پیچیده‌تر و تابع متغیرهای زیادی است.

عباس دیلمی زاده در گفتگو با خبرنگار مهر، با بیان اینکه قانون مبارزه با مواد مخدر در ایران درگیر یک تناقض است، افزود: ما از یک طرف مصرف مواد مخدر را جرم دانسته ایم و از سویی قانون تاکید کرده است که این مجرمین مواد مخدر بیمارند. همچنین در همین قانون تصریح شده است که این مجرمین بیمار باید درمان شوند و بعد گفته شده است که این مجرمین بیمار اگر برای درمان بیماری اقدام نکنند و به خاطر شدت بیماری مرتکب خلافی شوند، این افراد باید دستگیر شوند و به عنوان یک جرم مضاعف در مراکز درمان نگهداری شوند. به خاطر همین تناقضات مفهومی است که ما از مبارزه با مواد مخدر نتیجه نمی گیریم.

وی ادامه داد: شاید مهمترین علت کم نتیجه بودن اقدامات در کاهش آسیب مواد مخدر در کشور این است که ما در حوزه اعتیاد رویکرد ایدئولوژیک داریم یعنی نظریه پردازی در سطوح بالا نداریم و یک نظریه مرجع را قبول نکرده ایم؛ هم اداعای قانونی بودن داریم و هم ادعای بازپروری اجباری. اینها به یک تضاد می خورد و مجبوریم انتخاب کنیم. این در حالی است که مشتری مراکز کاهش آسیب همان است که به مراکز درمان اجباری مراجعه می کند؛ درواقع ۲ برنامه برای یک بیمار داریم.

این پژوهشگر حوزه اعتیاد خاطرنشان کرد: کشورهایی که در زمینه مبارزه با اعتیاد موفق بودند قضاوتی برای مصرف مواد مخدر نکردند. باید به ازای هزینه ای که می‌کنیم بار جسمی روانی اعتیاد را کاهش دهیم. آنها با آزمون خطا و با تجارب خود، برنامه های بازتوانی و درمان را پیش گرفتند. ما می گوییم مکلف هستیم اگر مصرف مواد مخدر برای فرد ضرر دارد جلوگیری کنیم و برخوردهای نادرستی چون «جزیره» و غیره را داریم اما هنوز به همان شیوه ادامه می دهیم. کشورهای غربی خیلی بیشتر از ما کرامت انسانی را حفظ می کنند. به عنوان مثال در مورد زنان همواره با نگاهی ایدئولوژیک می گوییم سیگار یا قلیان برای خانم‌ها ممنوع است. آیا این یک قرائت رسمی و قانونی است؟ قطعا این نگاه دینی نیست پس ما مساله را از دریچه چه کسی می بینیم؟ کشورهایی که موفق بودند برای کنترل سیگار، از دیدگاه‌های ایدئولوژیک دست برداشتند و با دید سلامت محور به موضوع نگاه کردند. ما دائما با اصرار می خواهیم افراد را به معیارهای خودمان برگردانیم اما این شیوه نتیجه عکس داشته است.

موضوع اعتیاد زنان براساس داده‌های غلط و مقایسه‌ای و تحلیل‌های اشتباه، به صورت بسیار بدی برای جامعه ترسیم شده است. گفته می شود اعتیاد زنان ظرف مدت چهار سال ۲ برابر شده که این درست نیستدیلمی زاده با اشاره به تغییرات در قانون مبارزه با موارد مخدر افزود: من سالهاست به عنوان نماینده ایران در جلسات منطقه ای در خصوص تغییر سیاست‌های جهانی مبارزه با مواد مخدر شرکت داشته ام. در سال ۲۰۱۶ حرکت‌هایی انجام شده و موضوع مجازات اعدام همواره یک مبحث اصلی است. کشور ما هزینه بسیار زیادی به خاطر اعدام‌ها در حوزه مواد مخدر داده است. حتی گروه‌های اپوزیسیون نظام وارد جلسات تخصصی بین المللی در حوزه مواد مخدر شده اند. در یکی از جلسات به خاطر دارم یک فرد ایرانی خارج نشین دیدگاه افراد حاضر را به سمتی می برد که در سال گذشته این تعداد در ایران اعدام شده اند. ما احساس کردیم چه هزینه بالایی می دهیم برای اعدام قاچاقچیان. اگر در کشورمان برای مردم به وجود آمده می گفتیم خب ما این هزینه ها را می دهیم به جای آن به نتایج مطلوبی در کنترل مواد مخدر رسیده ایم. ما باید براساس شواهد عینی و داده ها در خصوص تصمیمات قضاوت کنیم. باید فواید و مضرات یک سیاست را بسنجیم اما متاسفانه تحقیقات منسجم و داده های قابل اتکا در خصوص مواد مخدر نداریم. به عنوان مثال می توانیم ادعا کنیم برداشتن مجازات اعدام می تواند مصرف مواد مخدر را کاهش دهد و همچنین با تکیه بر همین داده های ناقص، با رویکردی دیگر می توانیم ادعا کنم که برداشتن مجازات‌ها می تواند مصرف مواد مخدر را افزایش دهد. وقتی برمبنای مطالعات صحبت نمی کنیم هر ۲ ادعا قابل اثبات است.

وی گفت: موضوع اعتیاد زنان براساس داده های غلط و مقایسه ای و تحلیل‌های اشتباه، به صورت بسیار بدی برای جامعه ترسیم شده است. گفته می شود اعتیاد زنان ظرف مدت ۴ سال ۲ برابر شده است. این اشتباه از آنجایی است که روش‌های مختلف شیوع شناسی را با هم مقایسه می‌کنیم و چون آمار تحت شمول بیشتر شده یا در موارد قبل کم شماری انجام شده است، حرف از ۲ برابر شدن اعتیاد زنان می‌زنیم. این اشتباه از خطای محاسباتی و جمعیت پنهان ناشی می شود. براساس این آمار بی پایه، نمی توانیم ادعا کنیم اعتیاد زنان ۲ برابر شده است و ترس و نگرانی را در خانواده ها دامن بزنیم زیرا این قضاوتها ممکن است باعث تبعیض علیه زنان و محدودیت بیشتر آنها بشود. واقعیت این است که جامعه پویاست و از یک وضع سنتی به سمت مدرنتیه می رود و این هزینه دارد. نمی خواهم بگویم سیگار کشیدن زنان نشانه مدرن شدن است اما تصمیم گیران باید برای جامعه برنامه ریزی مدون داشته باشند. در جامعه امروز برنامه خاصی برای جوانان نداریم.

انگ‌هایی که می زنیم و تصویر سازی ای که از زن معتاد داریم همان زن معتاد کف خیابان است که این تصور موجب می شود زن معتاد بترسد وارد پروسه درمان شود این پژوهشگر حوزه اعتیاد در مورد روند درمان اعتیاد در زنان و دختران و تفاوت آن با درمان مردان معتاد گفت: وزارت بهداشت می‌گوید همان درمانی که برای مردان هست برای زنان هم هست زیرا تصور آنها از درمان همان درمان دارویی است؛ فقط دوز دارو ممکن است کمی تغییر کند. اما وقتی از یک برنامه درمان و بازتوانی کاهش آسیب صحبت می‌کنیم نیاز به مدل‌های دیگری داریم. مادرانی که در دهک‌های پایین بودند خیلی فرزندپروری را یاد نگرفته اند. برای بازتوانی و کاهش آسیب، درمان زنان باید تفاوت داشته باشد. باید متوجه باشیم در مورد کدام گروه اجتماعی صحبت می‌کنیم. خیلی وقت‌ها انگ‌هایی که می زنیم و تصویرسازی ای که از زن معتاد داریم همان زن معتاد کف خیابان است که این تصور موجب می شود زن معتاد بترسد وارد پروسه درمان شود چون تلقین کرده ایم همه زنان معتاد دارای این ویژگی‌ها هستند؛ خیابان خواب هستند و تن فروشند و …

دیلمی زاده تاکید کرد: باید قبول کنیم زنان معتاد از طبقه متوسط و بالا هم هستند. باید برای هرکدام از این افراد برنامه خاصی داشته باشیم. معتادی که خانواده دارد، برنامه اقامتی برایش مناسب نیست و باید سرپایی درمان شود اما برای گروهی که جایی برای سکنی ندارند یا به فرض همسر معتاد دارند و درگیر خشونت خانگی هستند آنجا اقامت توصیه می شود. باید مناسب با ویژگی‌های هر فرد طراحی برنامه کنیم و نوشتن پروتکل مشکلی را حل نمی کند. پروتکل یعنی دوز دارو این در حالی است که ما با روح انسان سر و کار داریم بنابراین باید به درمانگر اجازه دهیم مناسب با شرایط فرد برنامه درمانی بازتوانی و حمایت اجتماعی را فراهم کند. همچنین برنامه حقوقی منسجم برای حوزه خانواده لازم است. واقعا سخت است که زنان معتاد را مانند مردان معتاد جامعه پذیر کنیم و به شرایطی برگردانیم که بتوانند مستقل زندگی کنند.