تلفن‌های همراه و اینترنت قدرت ضدفساد خود را در بسیاری از کشورهای در حال توسعه نشان داده‌اند. از آنها می‌توان به طور مؤثری در کاهش اختیارات مقامات و در افزایش شفافیت استفاده کرد و ژورنالیسم مشارکتی را افزایش داد.

به گزارش تسنیم غلامحسین بیابانی در یادداشت خود آورده است:

مطالعات بسیاری نشان داده‌اند که کشورهایی با فساد بیشتر و گسترده‌تر توسعه اقتصادی آهسته‌تر و رشد درآمد سالانه کمتری دارند. فساد مهم‌ترین مانع در برابر خروج از چرخه  باطل فقر، نابرابری اقتصادی، بی‌سوادی و سرمایه‌گذاری ناکارآمد است. کشورهای دارای فساد از منابع طبیعی و انسانی در دسترس بد استفاده می‌کنند یا اصلا نسبت به آن‌ها بی‌توجه هستند. فساد یک تهدید جدی در برابر سرمایه‌گذاری‌های مستقیم خارجی است و سهم چشمگیری در بی‌ثباتی سیاسی و بی اعتقادی گسترده به نهادهای دولتی می­‌شود. فساد باعث به خطر انداختن درآمدهای دولتی می‌شود. قوانین مبهم و مرتبا در حال تغییر که به مقامات دولتی اختیارات عظیمی می‌دهند، پیش زمینه‌هایی مناسب برای فساد گسترده هستند. این امر منجر به عدم اطمینان در فعالیت‌­های مربوط به کسب و کار می‌شود و دستیابی به توسعه اقتصادی و کاهش فقر را ناممکن می­‌سازد. فساد گسترده و پیوند خوردن حکومت و جرائم سازمان یافته به خصوص در کشورهای در حال گذار خطرناک هستند زیرا کشورهای در حال گذار جایی هستند که فرآیند خصوصی‌سازی اموال عظیمی را دربرمی‌گیرد که نتیجه فعالیت نسل‌های گذشته است. به طور کلی فساد یک پدیده پیچیده است که بر مشکلات جدی نهادها دلالت دارد. اما اقدامات قانونی به تنهایی نمی‌توانند در رسیدگی به مشکلات مربوط به فساد در کشورهای در حال توسعه موثر باشد. در همین زمان، آکادمیسین‌ها و سیاستگذاران به نقشی که ICT می‌تواند در کاهش فساد داشته باشند، اشاره کرده‌اند. تلفن‌های همراه و اینترنت قدرت ضد فساد خود را در بسیاری از کشورهای در حال توسعه نشان داده‌اند. از آنها می‌توان به طور موثری در کاهش اختیارات مقامات و در افزایش شفافیت استفاده کرد و ژورنالیسم مشارکتی را افزایش داد. به طور خاص، کاربردهای دولت الکترونیک از طریق حکومت باز و داده‌های باز به روشنی نشان دهنده بهبودهایی در شفافیت و پاسخگویی هستند.

رسانه‌ها تاثیرات متحول‌کننده‌ای بر نحوه ارتباط افراد با یکدیگر و دولت‌ها و همچنین روش‌هایی داشته‌اند که دولت‌ها می‌توانند شفافیت و کاهش فساد را ارتقا دهند. به طور کلی، استفاده دولت از رسانه‌ها سه فرصت عمده برای فناوری اطلاعات و ارتباطات برای انقلاب دولت ارائه می‌دهد:

  1. ارتقای مشارکت و تعهد دموکراتیک؛
  2.  تسهیل تولید همزمان محتوا بین دولت‌ها و عموم مردم؛ و
  3.  نوآوری‌ها و راه حل‌های جمع‌سپاری

  همانطور که در بالا توضیح داده شد، استفاده از رسانه‌های سنتی و اجتماعی در تلاش‌های مربوط به مبارزه با فساد و باز بودن می‌تواند به طور بالقوه تمام این سه عنصر را شامل شود.

به طور سنتی، فناوری اطلاعات و ارتباطات جدید کسانی را که در حال حاضر در قدرت هستند مورد توجه قرار داده است. با بهبود خطوط ارتباطات، فناوری اطلاعات و ارتباطات (مانند تلگراف و سپس تلفن) توانستند ابزاری برای افزایش اثربخشی در حکومت و کنترل استعماری ‌ایجاد کنند و “قدرت حاکمان بر افراد تحت حکومت” را تقویت کنند. از طرف دیگر، برنامه‌های کاربردی رسانه‌های اجتماعی از طریق ‌اینترنت توانایی بهبود رویکردهای موجود را در زمینه شفافیت و ‌ایجاد فرهنگ‌های جدید باز بودن دارند؛ با ارائه ابزارهای جدید دولت، شفافیت را افزایش می‌دهد و فساد را کاهش می‌دهد و از طریق توانمندسازی عموم مردم ‌برای شرکت در نظارت گروهی بر فعالیت‌های دولت‌هایشان به این امر کمک می‌کنند.

بر اساس استفاده‌های جاری از رسانه‌های اجتماعی برای ‌ترویج شفافیت و مبارزه با فساد، نقش‌های کلیدی متعددی وجود دارد که رسانه‌های اجتماعی می‌توانند به عنوان وسیله‌ای در اختیار دولت الکترونیکی مشارکتی ایفا کنند تا به شفاف شدن دولت و افزایش مبارزه با فساد کمک  کنند:

  • افزایش و بهبود دسترسی به اطلاعات دولتی توسط مردم با ارائه اطلاعات از طریق‌ اینترنت و با چندین کانال تعاملی پویا
  • تعامل با عموم مردم ‌و توجه به منافع و نگرانی‌های خاص شهروندان
  • ایجاد دسترسی برای بخش‌هایی از جمعیت کشور که در حالت‌های دیگر ممکن نبود با اطلاعات دولتی مواجه شوند
  • خدمت به عنوان خروجی ارتباطاتی و اطلاعاتی برای افرادی که خطاکاران را رسوا می‌کنند بتوانند اطلاعات حساس را منتشر کنند
  • تکمیل یا جایگزینی اطلاعات منحرف یا ضعیف با روزنامه نگاری شهروندی برای اطلاع رسانی بهتر به عموم مردم ‌از شرایط
  • جمع‌سپاری نظارت بر فساد دولتی با استفاده از گروهی از افراد یا یک انجمن برای انجام یک کار یا فعالیت خاص.

دیگر نقش‌ها برای رسانه‌های اجتماعی در شفافیت دولتی به احتمال زیاد توسعه خواهد یافت، زیرا استفاده از رسانه‌ها توسط دولت‌ها همچنان افزایش می‌یابد، انتظارات در جهت شفافیت توسط مردم افزایش یافته است و انواع برنامه‌های کاربردی رسانه‌های اجتماعی که برای عموم مردم ‌به طور همزمان موجود است، افزایش می‌یابد. ‌این استفاده‌ها همچنین توسط قوانین و سیاست‌هایی که در نهایت به استفاده از رسانه‌های اجتماعی توسط سازمان‌های دولتی اعمال می‌شود،  شکل می‌گیرد.

نقش همکاری دولتی و عمومی‌ برای ‌ترویج شفافیت و باز بودن دولت همچنان در حال تکامل است و سهم فناوری اطلاعات و ارتباطات و اهداف دولت الکترونیک در ارتقاء باز بودن، نیاز به تحقیق گسترده‌تر خواهد داشت. با توجه به تعداد زیاد مشکلات موجود در اهداف دولت الکترونیک، توجه دقیق به مزایای قابل ملاحظه عمومی‌ در تلاش‌های دولت الکترونیکی یکی از جنبه‌های اصلی چنین تحقیقی خواهد بود و ارتباط متقابل بین دولت الکترونیک، ICT‌ها، رسانه‌های اجتماعی و شفافیت از این قضیه مستثنی نخواهند بود.

 نیاز خاصی وجود دارد برای تکنیک‌های دقیق‌تر بررسی شفافیت و باز بودن تا رابطه‌ی بین ارتباطات بین فناوری اطلاعات و ارتباطات، رسانه‌های اجتماعی، اهداف دولت الکترونیک، و دولت باز و شفاف به طور تجربی‌تری آزموده شود. “اگرچه ‌این اهداف در مراحل ابتدایی خود هستند، اما باز هم سطح پیچیدگی بالایی دارند.” همچنین نیاز به درک بهتر راه‌هایی وجود دارد که از طریق آن‌ها ‌این اهداف بتوانند در دسترسی افراد دچار ناتوانی یا دارای دسترسی محدود به اینترنت قرار گیرند. با ‌این حال، نشانه‌های اولیه‌ این است که فناوری اطلاعات و ارتباطات و رسانه‌های اجتماعی، بویژه در همراهی با در اهداف طرح‌ریزی شده‌ دولت الکترونیک، می‌توانند بنیان اصلی توسعه یک حکومت باز و شفاف را ‌ایجاد کنند.