حجت‌الاسلام هادی سروش در یادداشتی در روزنامه‌ی جمهوری اسلامی نوشت:

«مسئولیت مهم “انبیاء و اولیاء ” در مبارزه است .

لذا درمقام زیارت به ساحت مقدس شان میگوئیم : ” لقد جاهدت فی الله حق جهاده” .

واین مبارزه همیشه مبارزه دربرابرفساد سیاسی نیست تا برخوردی مانند امام حسین (ع) و کربلا را بخواهد.

بلکه چه بسا مبارزه در برابر فسادی باشد که بر سرتاسر جامعه اثر غیر قابل انکار دارد .

فساد مهمی که مبارزه و جهاد کمرشکنی را، میطلبد ؛ “فساد در لباس دین” است.

این سنخ از فساد از سیاست تااقتصاد و از شریعت تا اخلاق را ، آلوده میکند!

“فساد در لباس دین” ، یعنی تباهی و تخریب و انحرافی که بنام “دین و ارزشها” ، ارکان یک جامعه را بگیرد.

این سنخ از فساد؛چون لباس و ظاهر دینی دارد ، جامعه از بوی تعفن آن ، بی اطلاع مانده و نمیتواند به مقابله برخیزد‌.

در این قسم ازفساد؛ باسوء استفاده ازنام دین و باتوجیه دینی ، سیاستهای غیر دینی و غیر اخلاقی و یا غیر قانونیِ “حکومت دینی” ویا “چهره های دینی” بشکل مثبت عرضه میشود .

تردید نکنید که این فساد منتهی به اقسام فسادهای سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی ، اخلاقی ، فرهنگی میشود.

“اسلام” بعد از حکومت پاک نبوی و علوی ، دو حکومت باصطلاح دینی ِبنی امیه وبنی عباس را ، تجربه کردکه عمده فساددراین دو حاکمیت وحکومت ؛ “فساددرپوشش دین” بود.

مبارزه امام هشتم (ع) در این نقطه متمرکز است ، او اجازه نمیدهد بنام دین و یا بوسیله صاحب نامان دینی و یا حکومت دینی ، “فساد” لباس “شریعت” به تن کند .

۱)سوءاستفاده دینی ازجایگاه مدیریتی دراِعمال قدرت

مامون خلیفه هفتم عباسی است و برای این جایگاه بنام خلافت ،پا بر سر بریده برادر خودگذاشته تا خود را جانشین رسول الله ! معرفی کند.
این مامون ! با این عقبه و ادعا ، میاید و پیشنهاد خلافت به امام رضا میکند !

و پاسخ امام رضا در برابر این فساد؛ بسیار بجا وعالی بود که فرمود؛ “اگر این مقام از آن توست و خدا عنایت کرده، حق اعطایش را نداری و اگر این مقام حق شما نبوده و نشسته ای ، چه جای اعطاء!؟” (عیون اخبارالرضا؛ج ۱۵۱/۱ )

این نیست مگر سوء استفاده از دین چراکه بعنوان خلیفه رسول الله میخواهد این جایگاه و ریاست را تفویض کندتا بخیال خام خود ؛اهلبیت راعملا، ریاست طلب معرفی کند! این فسادو تباهی است که لباس دین پوشیده.

درجامعه اسلامی ، شمار قابل توجهی از مسئولیت ها،انتساب به دین دارد، غالبا آن دسته ازریاست هایی است که از “انتصاب” ریشه گرفته ، نه از “انتخاب” !

میتواند محل افرادی باشد که از موقعیت و مسئولیت خود که دارای عنوان دینی است، سوء استفاده کنند!

بعنوان نمونه ؛ اگرمسئولی بگوید؛

چون نماینده ولی فقیه در این سازمان و یا این نهاد هستم، بایدچنین کنید!

ویابگوید چون امام جمعه ام باید حرفم در استان یا شهرستان، جامه عمل بپوشد!ویاچون منصوب فرماندهی کل هستم باید این سیاستی را که میگویم ،ملاک قرار دهید! و..

قطعا “فساد با لباس دین ” بر صندلی قدرت تکیه زده!

به تعبیرنهج البلاغه ؛این فاجعه بزرگترین خیانت درحق جامعه اسلامی است و امام علی میفرماید؛این خیانت فقط از “امامِ باطل” برمیآید ؛ “إن أعظم الخیانه خیانه الأمّه وأفظع الغش غش الائمه”(نامه۵۳).

۲) رانت های خانوادگی و رفاقتی وصنفی؛ همانگونه که میتواند سیاسی ویا اقتصادی باشد ،چه بسا “دینی” باشد.

بدین معنا که یک “نهاد یا چهره دینی” اجازه دهد افراد عادی براساس پیوند خانوادگی با او ، از هر روش غلطی بهرمند باشند، وکسی جرات نقد و یا اعتراض نداشته باشد چرا که پدرش یا برادرش و .. از چهرهای شناخته شده دینی است!

که نقطه عطف این خیانت ؛ “رانت” است که فساد را با لباس دین عرضه میکند!

امام رضا(ع) وقتی میبیند؛ پسر عمو خطاء کارش بنام “زید” با نام دین و اهلبیت ، مخالفین خود را که از عباسین بودند به چوبِ ضرب و شتم و غارت گرفته ! بلافاصله ارتباط خود را قطع کرده و قسم یاد میکند که با زید تا زنده ام حرف نخواهم زد.(عیون ۲۵۷/۲)

بدین شکل امام رضا لباس دین را از تن یک فاسد ومفسدی که ارتباط خویشاوندی باخود دارد را، درآورد.

نه تنها “رانت خانوادگی” لباس دین میپوشد، بلکه”رانت های رفاقتی و صنفی” هم در این چالش ، میدان دارند.

وقتی امام رضا (ع) نهایت احترام را به شاگردش نمود و مرکب شخصی اش را برایش فرستاد و شخصا جایگاه خواب او را آماده کرد ، اما به خاطر خیالاتی که در ذهن شاگردش آمد ، فوراً به او گوشزد نمود مبادا این رفتارم باعث غرورت شود [و آن را وسیله ای برای رسیدن به اهداف دنیوی قرار دهی] . (عیون ۲۲۹/۲)

ورود دراموال دیگری؛شخصی یا عمومی مانند بیت المال و انفال نظیر منابع طبیعی بنام مرجعیت، روحانیت،حوزه، هیئت،مسجد، ومانندآن؛میتواندبهترین خاستگاه فساددرپوشش دین باشد!

پس ؛ شخص یا نهاد دینی، موظف است برای جلوگیری از فساد، اول ؛ منتسبین خانوادگی و رفاقتی و صنفب خود رانظارت و کنترل کند.

۳) ماجراجوئی و تخریب وحتی حذف فیزیکی افراد به اسم انقلابیگری و دفاع از ارزشها ، مورد دیگری است که “فساد با لباس دین” وارد میشود .

در زمان حضرت رضا (ع) غیر از برخی “شیعیان ترمز بریده” ، که دست به حرکات باصطلاح انقلابیگرایانه میزدند ، پاره افرادی که رابطه خویشاوندی با امام رضا داشتند هم وارد غوغاگری های نابخردانه ولی با پوشش دین ، میشدند!

یک نمونه ؛زید بن موسی برادر امام رضا در بصره با همین انگیزه دربصره با عباسیین درگیرمیشد،که قبلا مورد اشاره قرارگرفت.

و نمونه دیگر؛ محمددیباج عموی امام رضا(ع) است که برعلیه مامون دست به خرابکاری میزد و امام به او فرمود:”تا زنده ام با توزیریک سقف نخواهم بود”! (عیون۲۲۱/۲)

این روش جدی و تند امام رضا نشان از برخوردمناسب ایشان با ماجراجوئی و شورش هائی است که در جامعه با لباس دین و انتساب به اهلبیت (ع) ظاهر میشود.

۴)توجه به افزایش گستره خلافت و مدیریت در صورت غفلت از مراکز داخلی قدرت ، یکی دیگر از فسادهائی است که اگر با تمسک به توجیهات دینی صورت پذیرد، فسادی بشمار میرود که لباس دین به تن کرده وظاهرشده!.

نمونه اش ؛ وقتی مامون به اوضاع و شرائط مناطق اصلی حاکمیتش مانند “مدینه” بی توجهی میکند و به مناطق دیگری برای قرار دادن زیر چتر حکومتی اش، اقدام میکند، امام با لحنی سرزنش آمیز به او میگوید : ” از خدا بترس… چرامناطقی که بر آن حکومت میکنی را رها کرده ای .. “؟!(عیون۱۷۱/۲).

۵) پایمال کردن حقوق غیر مسلمان ، یکی دیگراز فسادهائی بشمار میرود که با لباس دین عرضه میشود!

چه بسا حاکمان و مسئولان حکومت دینی و اسلامی، براساس برخی از ادله ضعیف ونارسا فقهی،و یا براساس توهّماتی مانند اینکه چون “ما حق هستیم” پس اقلیت ها هیچ مشروعیت و حقی ندارند ، از بهرمندی اقلیت ها درمورد حقوق شان ، ممانعت کنند !

این همان چیزی است که به عینه در زمان امام رضا اتفاق افتاد و امام هشتم (ع) با آن مقابله نمود.

نمونه اول ؛

خانم مسلمانی؛ برای جمعی مسیحی ، در وصیتش اموالی را قرار داده بود… وقتی امام (ع) متوجه شد خانواده آن فرد از انجام وصیت استنکاف میکنندوچیزی به آن مسیحی نمیدهند،به آنان امرفرمود: “باید به وصیت نامه عمل کنیدو آن مبلغی که دروصیت آمده که به مسیحیان بدهید ، باید آن راپرداخت کنید”. (کافی ۱۶/۷)

نمونه دوم؛

در نیشابور یک زرتشتی از دنیا میرود و در وصیتش متذکر شد که بخشی از اموال را به مستمندان دهند ، طبق نظر حاکم نیشابور ؛ مصرف مستمندان مسلمین میشود .

در اینجاهم امام رضا دستور داد که بهمان مقدار که وصیت نموده،از بیت المال برداشته شود و به مستمدان زرتشتی داده شود.(عیون۱۸/۲)

آیاما در مورد اقلیت ها در حقوق شهروندی که درتمام دنیاتعریف شده است (غیراز رژیم های نژادپرست) ، بمانند امام رضا عمل میکنیم ؟!
۶) قضاوت و قاضی یکی از بزنگاههایی است که حکومت های دینی مبتلا به فساد ، در پوشش دین میشوند !

“مصلحت سازی” های متوهّمانه برای جلوگیری از اجرای حدود نسبت به مجرم ، و یا “دشمن سازی” های عجیب و غریب برای به دام انداختن مخالف خود، نمونه ای از فسادهای قضائی است که با ابراز توجیه های دینی ؛ لباس دین به تن کرده و خودنمایی میکند!

وقتی امام رضا(ع) با شکایت برادرش “عباس” که انسان پرخاشگر و تندی بود به دادگاه “قاضی طلحی” احضار شد، با کمال انصاف و تواضع اجابت نمود و از قاضی دادگاه هم خواست اجازه دهد تا شاکی اش – عباس بن موسی- همه شکایت و ادعای خود را بگوید ، ووقتی عباس در میانه طرح شکایت ، به امام اهانت نمود ، امام رضا(ع) هیچگونه اعتراضی به دادگاه نکرد تا جائی که عموی امام رضا که فرد محترمی بود به عباس اعتراض نمود.(اصول کافی ۳۱۷/۱)

پس در حکومت اسلامی نباید “فساد قضائی” با پوشش دینیی بنامِ احترام به یک شخص موّجه مذهبی ، دیده شود و حقی ناحق شود.

اینجاست که قاضی و قوه قضائیه در کمال استقلال و بدون ذره ای توجه به چیزی غیر از پرونده مطروحه ، میتواند نظر دهد.
درتمام موارد فسادبرانگیزشمرده شده و نشده ، سیره امام رضا(ع)با همه محدویت ها و نظارتهائی که از سوی مامون برایش ایجاد شده بود ، متوجه نقد حاکم و حاکمیت است تا حاکمیتِ بنام خلافت اسلامی ، دچار فساد در لباس دین، نشود.

نه تنها در حکومتها و حاکمیت هایی که بوسیله اشخاص غیر معصوم مدیریت میشود ، جای نقد و انتقاد باز است ، بلکه بر اساس نهج البلاغه ؛ درحکومتهایی که یک معصوم صاحب قدرت است ، گرچه خود شخص امام (ع) معصوم است خطاء ناپدیر است اما به لحاظ مسئولیت های بعدی در آن حاکمیت، فرض “نقد وانتقاد” کاملا امکان پذیر میباشند.
از همین جاست که خود امام علی(ع) نیز؛ همگان را دعوت به نقد صریح وجدی میکند تایکوقت ،در گوشه از پهنه ی حکومتش دچارفسادی که زیر لباس دین مخفی شده باشد،نشود. (ر.ک ؛ نهج البلاغه خطبه ۱۱۶)

تلک دارالاخره نجعلهاللذین لایریدون علوا فی الارض ولا فسادا.»